سديد الدين محمد عوفى

فهرست حكايت ها 12

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

است تظاهر به جنون كرد و از خشم او ايمن شد . 90 16 به خجلت افتادن دشنام‌دهندهء عبد اللّه عباس . 91 17 عيسى عليه السلام به دشنام‌دهندهء خود گفت هركس آن خرج مىكند كه دارد . 91 18 پاسخ سلمان فارسى به كسى كه او را دشنام مىداد . 92 19 مرزبان حكيم از قصاص قاتل فرزند خود چشم پوشيد و گفت من صبر مىكنم كه به صبر سعادت ابدى مىتوان يافت . 93 20 گريهء ديمقرودس حكيم بر قاتل فرزند خود . 93 21 سرگذشت حاجب محبوس پرويز كه طبقى از مجلس شاه دزديده بود . 95 22 صاحب حاجتى كه موجب افتادن مأمون از اسب شده بود به مأمول خود رسيد . 96 23 تعريف احنف قيس از مردى كه از او حليم‌تر بود . 97 24 داستانى از شكيبائى معاويه . 98 25 شهرت قعقاع بن شور به حلم و كرم . 100 26 سفيهى كه احنف قيس را دشنام گفت . 101 27 سخن اصمعى از حلم سنان بن حارثه . 102 28 دعوت امير مؤمنان على عليه السلام معاويه را به بيعت و اطاعت و سخن معاويه در باب خون عثمان و دشنام دادن رسولان على ( ع ) به معاويه و خونسردى و شكيبائى او . 103 29 جوانى در خانهء خود با دوستى از حجاج بد مىگفت و از اتفاق حجاج آن سخن‌ها را مىشنيد . 105 30 خشم گرفتن مأمون بر فرج رخجى كه چرا در خور شأن و مقام خود زندگى نمىكند . 106 31 خشم گرفتن مصعب زبير بر آن مسيحى كه از انجيل كلماتى مىخواند . 109 32 شاعرى كه به طمع مال ابو بكر را تهديد مىكرد . 110 33 مردى ابو بكر را بد مىگفت و او تحمل مىكرد . 110